تبلیغات
پایگاه قران

ادب قرآن در بیان مسائل جنسی

در قرآن وقتی دامنه سخن به مسائل جنسی کشیده می‌شود، جلوه‌های ادب خداوند بروز می‌کند. صراحت جایش را به کنایت می‌دهد.  نه به گونه تحریک‌آمیز سخن رانده می‌شود و نه چندان که حکم مسئله در پس پرده حیا و ادب، مخفی بماند.

نویسنده: شکوری_شبکه تخصصی قرآن تبیان

قرآن

از حضرت آفتاب و پیامبر آب و آئینه - درود خدا بر او و خاندانش - مروی است که:  «إنّ هذا القرآن مأدبه الله فتعلّموا مأدبته ما استطعتم».(1) مَأدَبه ، به فتح دال یعنی ادب و تقویم خلق. مَأدبه ، به ضمّ دال یعنی طعام مهمانی. بدین وجه، معنی «القرآن مأدَبه الله»، این است که قرآن برای ادب و تقویم خلق است. "ادب"، نگاه داشت حدّ هر چیز و "تقویم"، راست و درست ایستاندن است. این وجه با تعلّموا مناسب تر است. پس معنی حدیث این که « قرآن، ادب و دستور الهی است از این مَأدَبه الله، ادب فرا بگیرید و حدّ انسانی خودتان را حفظ کنید و نگاه بدارید و بدین دستور خودتان را راست و درست به بار بیاورید و به فعلیّت برسانید.» مَأدَبه، فرهنگستان و ادبستان است که به تخفیف می گوییم دبستان. مَأدَبه؛ مکتب و مدرسه است که جای تأدیب و تربیت است. آن جایی که به انسان ادب یاد می دهند آن جا را مَأدَبه می گویند. قرآن به انسان ادب یاد می دهد. (2).
آری! اگر اسلام، مکتب ادب ورزی است قرآن، درسنامه ادب و پیامبر، معلم این ادبستان است. در قرآن هر گاه دامنه سخن به مسائل جنسی کشیده می‌شود، جلوه‌های ادب خداوند بروز می‌کند. صراحت جایش را به کنایت می‌دهد. نه به گونه تحریک‌آمیز سخن رانده می‌شود و نه‌چندان که حکم مسئله در پس پرده حیا و ادب، مخفی بماند.
رعایت حیثیت ادب در کلام از شیوه های منحصر به فرد این کتاب وحیانی است. قرآن کتاب زندگی است بنابراین می بایست در تمامی جنبه های مربوط به زندگی فردی و اجتماعی انسان، سخن بگوید. نحوه ورود قرآن به مسائل خصوصی، اما به گونه ای است که در عین ادای حق مطلب، حریم‌ سخن را به طور کامل حفظ می کند.
اگرچه در قرآن، کثیری از آیات به موضوع پاسداشت حریم ادب و اخلاق در گفتار و رفتار با دیگران اختصاص دارد. اما ما در مجال حاضر، تنها به آیاتی خواهیم پرداخت که اشاره دارد به سبک گفتاری قرآن در بیان مسائل جنسی.
1. کریمه 187 سوره مبارکه بقره: أحِلَّ لَكمْ لَیْلَةَ ٱلصِّیٰامِ ٱلرَّفَث إِلى نِسٰائِكمْ ...[در شب روزه‌داری، نزدیکی با همسرانتان بر شما حلال گردید]
بنا به گفته راغب، لغت‌شناس معروف، واژه «رفث»، سخنی است که ذکرش متضمّن آغاز- مغازله - آمیزش و تمتّع از همسر است طوری که آشکارا و با صراحت گفتن آن زشت و شرم انگیز است.(3)
چنانکه ملاحظه می شود در صدر این کریمه آمده: در شب ماه رمضان، بر زبان راندن کلمات محبت‌آمیز و تحریک‌کننده پیرامون مسائل زناشویی بر شما حلال شده است.اینجا بی‌درنگ این سوال در ذهن آدمی نقش می بندد که مگر گفتن این کلمات در روزهای ماه مبارک حرام بوده است که آیه تاکید بر حِلّیت آن در خصوص شب‌های ماه مبارک دارد؟
پاسخ این سوال باز می گردد به سبک ادبیات گفتاری خاص خداوند در قرآن که به جای اینکه مستقیما از عمل زناشویی سخن به میان آورد، واژه رفث را به کار برده است که کنایه از مزاوجت و همبستری با همسران است. به این ترتیب، هم حریم این کتاب حفظ می‌شود هم حرمت مخاطب.
2. کریمه 236 سوره مبارکه بقره: لاٰ جنٰاحَ عَلَیْكمْ إِنْ طَلَّقْتم ٱلنِّسٰاءَ مٰا لَمْ تَمَسّوهنَّ[اگر زنان را قبل از آمیزش جنسى یا تعیین مهر، (به عللى) طلاق دهید، گناهى بر شما نیست.]

در اینجا نیز خداوند به جای تصریح به عمل زناشویی، از واژه مس استفاده می کند. مس یعنی لمس کردن. طبیعی است لمس کردن لزوما به معنای عمل زناشویی نیست اما چون از نظر قرآن عفت کلام یک ارزش است لذا کلمه ای که دال بر مقدمه است را به کار می برد اما ذی المقدمه (نزدیک‌ترین رابطه زن و شوی) را اراده می کند.
3. کریمه 6 سوره مبارکه مائده: « یٰا أَیّهَا ٱلَّذِینَ آمَنوا إِذٰا قمْتمْ إِلَى ٱلصَّلاٰةِ فَاغْسِلوا وجوهَكمْ وَ أَیْدِیَكمْ إِلَى ٱلْمَرٰافِقِ وَ ٱمْسَحوا بِرؤسِكمْ وَ أَرْجلَكمْ إِلَى ٱلْكَعْبَیْنِ وَ إِنْ كنْتمْ جنباً فَاطَّهَّروا وَ إِنْ كنْتمْ مَرْضى أَوْ عَلى سَفَرٍ أَوْ جٰاءَ أَحَدٌ مِنْكمْ مِنَ ٱلْغٰائِطِ أَوْ لاٰمَسْتم ٱلنِّسٰاءَ فَلَمْ تَجِدوا مٰاءً فَتَیَمَّموا صَعِیداً طَیِّباً...»[ اى كسانى كه ایمان آورده اید! هنگامى كه به نماز مى ایستید، صورت و دستها را تا آرنج بشویید! و سر و پاها را تا مفصل [برآمدگى پشت پا] مسح كنید! و اگر جنب باشید، خود را بشویید (و غسل كنید)! و اگر بیمار یا مسافر باشید، یا یكى از شما از محل پستى آمده [قضاى حاجت كرده ]، یا با آنان تماس گرفته (و آمیزش جنسى كرده اید)، و آب (براى غسل یا وضو) نیابید، با خاك پاكى تیمم كنید.
در این آیه نیز به دلیل همان حکمت گفته شده، از تعبیر "لمس" به جای "عمل نزدیکی" استفاده کرده است.(لاٰمَسْتم ٱلنِّسٰاءَ). اما نکته ادب‌آموز دیگری نیز در این شریفه نهفته است که اگرچه درباره مباشرت زناشویی نیست اما باز بیانگر روح ادب قرآن است که در تار و پود آیات این کتاب تنیده شده است. و آن اینکه خدا وقتی می‌خواهد درباره حالات ناقض وضو  سخن بگوید از حدث تعبیر به "غائط" می‌کند و به کنایه می‌فهماند که قضای حاجت، می‌بایست در جایی انجام شود که دیده نشود. توضیح بیشتر را از زبان علامه طباطبایی بشنوید که در المیزان می‌گوید:
« توجه بفرمائید كه در عبارت « أو جاء أحد منكم من الغائط" تا چه اندازه و چقدر زیبا رعایت ادب شده است، ادبى كه بر هیچ متدبرى پوشیده نیست، براى اینكه منظور خود را با كنایه فهمانده، و آن كنایه آمدن از غائط (چاله گودى) است، چون كلمه غائط به معناى محلى است كه نسبت به اطراف خود گود باشد، و مردم صحرانشین همواره براى قضاى حاجت به چنین نقطه‌هایى مى‌رفتند، تا به منظور رعایت ادب نسبت به مردم خود را در آنجا پنهان سازند و استعمال كلمه" غائط" در معنایى كه امروز معروف است یك استعمال جدید و نو ظهور، و از قبیل كنایاتى است كه حالت كنایه بودن خود را از دست داده (نظیر كلمه" توالت" كه در آغاز ورودش به ایران به معناى آرایش بود(هنوز هم عده‌ای از تعبیر میز توالت به جای میز آرایش استفاده می‌کنند)، و چون كلمه مستراح از معناى خود كسب زشتى كرده بود آن را كنار گذاشته توالت را در معناى آن بطور كنایه استعمال كردند، و اكنون حالت كنایه بودن خود را از دست داده و معناى مستراح را به خود گرفته) و نیز نظیر كلمه" عذرة" كه به گفته صاحب صحاح در اصل به معناى درگاه در خانه بوده، و مرسوم چنین بوده كه اهل خانه كثافات خانه را كه در كنیف جمع مى‌شده به درگاهى منتقل مى‌كردند، خرده خرده كلمه" عذرة" به معناى كثافات و سپس به معناى مدفوع استعمال شده، و این استعمال آن قدر شایع شده كه مدفوع معناى واقعى آن گشته.(4)

قرآن كریم در جمله مورد بحث مى‌توانست منسوب الیه را معین كند، و بفرماید" او جئتم من الغائط" (یا از غائط آمدید ) و یا اگر به این اندازه مشخص نكرد، به كمتر از این معین مى‌كرد، و مى‌فرمود:" أو جاء أحدكم من الغائط" ( یا یكیتان از غائط آمد)، ولى به این مقدار از تعیین نیز راضى نشد بلكه ابهام و گنگ گویى را به نهایت رسانیده و فرمود:" أو جاء أحد منكم من الغائط" و یا یكى از شما از غائط آمد، تا رعایت ادب را به نهایت درجه رسانده باشد.»(5)

4. کریمه 23 سوره مبارکه نساء: «حرِّمَتْ عَلَیْكمْ أمَّهٰاتكمْ وَ بَنٰاتكمْ وَ أَخَوٰاتكمْ وَ عَمّٰاتكمْ وَ خٰالاٰتكمْ وَ بَنٰات ٱلْأَخِ وَ بَنٰات ٱلْأخْتِ وَ أمَّهٰاتكم ٱللاّٰتِی أَرْضَعْنَكمْ وَ أَخَوٰاتكمْ مِنَ ٱلرَّضٰاعَةِ وَ أمَّهٰات نِسٰائِكمْ وَ رَبٰائِبكم ٱللاّٰتِی فِی حجورِكمْ مِنْ نِسٰائِكم ٱللاّٰتِی دَخَلْتمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكونوا دَخَلْتمْ بِهِنَّ فَلاٰ جنٰاحَ عَلَیْكمْ... » [بر شما حرام شده است: مادرانتان، و دخترانتان، و خواهرانتان، و عمه هایتان، و خاله هایتان، و دختران برادر، و دختران خواهر، و مادرهایتان كه به شما شیر داده اند، و خواهران رضاعى شما، و مادران زنانتان، و دختران همسرانتان كه [آنها دختران ] در دامان شما پرورش یافته اند و با آن همسران همبستر شده اید- پس اگر با آنها همبستر نشده‌اید بر شما گناهى نیست ].
در باب این آیه برخی چون علامه طباطبایی(ره) بر این باورند که کاربرد کلمه "دخول" در عبارت "دخلتم بهن" کاربرد لفظ در معنای کنایتی است.(6) اما به نظر می‌رسد کلمه «دخول» نسبت به موارد قبلی تصریح بیشتری دارد. سرّ مطلب آن است که در کلام حضرت رحمن، اصل بر حفظ حریم و رعایت حیا و ادب است، اما آنجا که مساله‌ای مهمتر به میان می‌آید یعنی احکام حقوقی، از بیم اینکه مبادا حقى از کسی ضایع شود، حکم مساله می‌بایست به طور شفاف و بى‌پرده بیان شود. چنانکه در آیه یادشده، صریحا از عبارت «دخلتم بهن» استفاده کرده تا در تبیین حکم مهریه، ابهامی نباشد.
5. کریمه 189 سوره مبارکه اعراف: « هوَ ٱلَّذِی خَلَقَكمْ مِنْ نَفْسٍ وٰاحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْهٰا زَوْجَهٰا لِیَسْكنَ إِلَیْهٰا فَلَمّٰا تَغَشّٰاهٰا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِیفاً... » اوست آن كس كه شما را از نفس واحدى آفرید، و جفت وى را از آن پدید آورد تا بدان آرام گیرد. پس چون [آدم ] با او [حوا] درآمیخت باردار شد، بارى سبك .
تغشاها از ماده" تغشى" به معنى پوشانیدن است و این جمله در زبان عرب كنایه لطیفى از آمیزش جنسى است.(7)
6. کریمه 28 سوره مبارکه نساء: «... وقَد اَفضی بَعضکم اِلی بَعضٍ...»[ در حالى كه شما با یكدیگر تماس و آمیزش كامل داشته اید]
«اِفضاء» به معنای ورود در فضا و حریم دیگری است و «أفضی إلی فلان» یعنی به او رسید.این تعبیرِ لطیف و زیبا گویای پیوند صمیمانه و ارتباط عاطفی شدید زن و شوهر است كه از آمیزش و ارتباط جنسی بسیار برتر و عمیق تر است و می توان گفت در مواردی كه این ماده را برای آمیزش به كار می برند مانند «اَفضی الرجل»: مرد بر همسرش وارد شد و با او خلوت كرد  در واقع در یكی از مصادیق و یكی از شعب پیوند زن و شوهری به كار برده اند. لازم است عنایت شود كه تعبیر از هر یك از زن و شوهر به تنهایی به عنوان «زوج» و نیز تعبیر از هر یك به «بعض» گویای این است كه شوهر به تنهایی مجموع زن و مرد است و زن نیز به تنها مجموع هر دوست؛ یعنی این دو آن قدر منسجم اند كه در حكم بعض دیگری اند؛ یعنی از مجموع دو نفر یك واحد پدید می آید، از این رو هر یك هم زوج اند و هم بعض (بعض مجموع).(8)
7. افزون بر موارد گفته شده، همچنین آیات دیگری مانند فأتوا حرثكم [بقرة: 223] فما استمتعتم به منهن [نساء: 24] و لا تقربوهن [بقرة: 222]، وجود دارد که در آنها، کلماتی براى فهماندن عمل زناشویى بكار رفته، از قبیل مباشرت، دخول، مس، لمس، اتیان و قرب كه همگی کنایه است نه تصریح.

پی‌نوشت‌ها:

1. سید مرتضی، امالی، مجلس 27
2. حسن زاده آملی، انسان و قرآن، صص 46 - 48
3. راغب اصفهانی، ترجمه و تحقیق مفردات، ج2، ص90
4. الصحاح، ج3، ص 1147، به نقل از المیزان
5. ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج 5، ص 370
6. پیشین، ج 2، ص64
7. تفسیر نمونه، ذیل آیه شریفه
8. تفسیر تسنیم، جوادی آملی، ج 18، ص 178

بروز رسانی شده در : سه شنبه 28 مهر 1394 01:51 ب.ظ
تاریخ ارسال : سه شنبه 28 مهر 1394 01:50 ب.ظ نویسنده : رحمان نجفی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.