تبلیغات
پایگاه قران

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در نخلستانی نشسته بودند و

حضرت علی (ع) نیز در خدمت ایشان حضور داشتند. ناگاه زنبور عسلی نزد آن

حضرت آمد و شروع به چرخش دور پیامبر اكرم (ص) نمود.

در این حال حضرت رسول به مولای متقیان فرمودند: یا علی ، این زنبور قصد

دارد ما را ضیافت دهد ، و می گوید كه مقداری عسل در فلان محل قرار داده ام،

امیرالمؤمنین علی (ع) را بفرستید ، تا آن را بیاورد. لذا حضرت علی (ع) رفتند

و آن عسل را یافته و در مجلس حاضر نمودند.

رسول خدا از زنبور پرسیدند: غذای شما كه شكوفه تلخ است ، به چه سبب آن

شكوفه به عسل شیرین مبدل می شود؟ زنبور عرض كرد: یا رسول الله، این

شیرینی از بركت وجود شماست، چون هروقت كه مقداری شكوفه برمیداریم،

بلافاصله الهام می شود كه سه نوبت برشما صلوات بفرستیم وازبركت فرستادن

صلوات ، شكوفه تلخ به عسل شیرین مبدل می شود.

منبع:  خزینة الجواهر ص 586/ لمعات الانوار، ص 53

یک روز که پیغمبـر در گـرمی تابـسـتـان

هــمـراه عـلـی مـی رفت در سـایـه نـخلـستان

دیـدنـد کـه زنـبـوری از لانـه خود زد پر

آهـسـتـه فـرود آمـد بـر دامـن پــیــغـمـبـر

بوسید عـبـایــش را دور قــدمـش پــر زد

بــر خــاک کــف پـایـش صد بوسه دیگر زد

پـیـغـمـبـر از او پرسیـد آهـسته بگو جانم

طـعـم عـسـلت از چیست هر چند که می دانم

زنبور جـوابـش داد تـا نـام تـورا گــویـم

گــل می کـنـد از نامـت صد غنچه به کندویم

تا نام تو را هرشب چو گـل به بـغـل دارم

هر صبح که برخـیـزم در سـیـنـه عــســل دارم

از قند و شکر بهتر بهتر ز نـبات است این

طعم عسل از من نیست طعم صلوات است این